کافه نوشت ها

شعر غربت

شعر غربت

, , ۲۶ دیدگاه

ماه بالای سر آبادی است، اهل آبادی در خواب روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم: باغ همسایه چراغش روشن، من چراغم خاموش ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزۀ آب. غوک ها…

خواندن نوشته ←