تلخ منم، همچون چای سرد

, , ۱ دیدگاه

%تلخ منم، همچون چای سرد

تلخ منم،
همچون چای سرد
که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی.
تلخ منم؛
چای یخ
که هیچکس ندارد هوسش را…!

[سید علی صالحی]

 

یک دیدگاه

  1. شیرین

    ۰۵/۱۱/۱۳۹۲, ۱۰:۵۱ ق.ظ

    منو یاد این شعر خوسه گوروستیثا میندازه که قبلن قبلنا تو دفترم یادداشت کرده بودم دفتری که یه جور عجیبی گم شد که انگار هیچ وقت دیگه قرار نیست پیدا بشه:
    چه کسی برایم پرتقالی خواهد خرید
    برای دلداری دادنم؟
    پرتقالی سالم و رسیده
    به شکل یک قلب
    نمک دریا بر لبانم
    وای بر من!
    بر لبانم و در رگانم
    نمک دریا.
    هیچ کس پیشکش من نخواهد کرد
    گرمای لبانش را
    هرگز خوشه ای نخواهم چید
    از گندمزار پرمهر بوسه ای.
    هیچ کس نخواهد چشید
    شراب خونم را.
    احساس نخواهم کرد
    جریان آن را در جانم.
    همچون کشتی شکستگانم
    وای بر من!
    به ابرهای سرگردان میمانم
    به کشتی های گمشده در دریا!
    و قلبی ندارم دیگر
    زیرا خواهانی ندارم دیگر.
    چه کسی برایم پرتقالی خواهد خرید
    برای دلداری دادنم؟
    حالا تصورکن یه غروب دلگیر کنار دریا من و دفترم و این شعر
    مرسی خاطره انگیز بود برام

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد

u) O-O O) :flr :cry: :arrow: :D :?: :-| :-P :-D :-? :- :) :( :!: